تبليغاتX
s خوابهايِ يِک ديوانه دَر جَهانِ مُسَطَّح

شب را چه کنم حدیث ما بوده دراز 

امشب بیا کنارم دوباره ببینم باز مثل هندوانه که دربسته هست و سفید و سرخش از بیرون پیدا نیست می‌شوی برایم مثل شرم یا طولانی حتی یک ثانیه بیشتر از شب قبل هم که باشی باز برایت از آن سلسله داستانها خواهم گفت که موی دوست دارد و حلقه‌ی دام بلا که تقصیر از شب نیست که کوتاه است و خروس‌خوان که حدیث ما دراز است و دراز. گفت و گو دراز و زلف تو دراز و شب یلدا فقط یک بهانه بیشتر نیست برای پوشاندن سرخ و سفید شرم در لابلای خطوط سبز.

+ 87/09/30 لارسپیوا ******

شوریده‌حالی ِ سرخ

یا

حوریده‌شالی ِ سرخ

یا

حوری ریده با شالی سرخ

یا

حوری عاشقت می شود با شالی سرخ

چه فرق می کند وقتی که همه چیز جایش عوض شود هم، باز قطارها با همان سرعت که هست، هست.

یا ویروسها همان کاری را می کنند که قبل از الکساندر فلمینگ.

وقتی که کشته می شود و نیست نه اینست که نیست، چه بعد از فلمینگ، چه قبل از آن.

می گفت: من یک بدن آغشته به ویروس را بیشتر دوست دارم تا  اندام پاکسازی شده با واسطه ی فلمینگ را.

گرده هایم را در آسمان می پراکنم که شاید راهی که از من می گذرد به سمت تو بیاید با تمام احترام به آقای الکساندر!

+ 87/09/27 لارسپیوا ******

حکيميم طبيبيم ز بغداد رسيديم
بسی علتيان را ز غم بازخريديم
سبل های کهن را غم بی سر و بن را
ز رگ هاش و پی هاش به چنگاله کشيديم
طبيبان فصيحيم که شاگرد مسيحيم
بسی مرده گرفتيم در او روح دميديم
بپرسيد از آن ها که ديدند نشان ها
که تا شکر بگويند که ما از چه رهيديم
رسيدند طبيبان ز ره دور غريبان
غريبانه نمودند دواها که نديديم
سر غصه بکوبيم غم از خانه بروبيم
همه شاهد و خوبيم همه چون مه عيديم
طبيبان الهيم ز کس مزد نخواهيم
که ما پاک روانيم نه طماع و پليديم
مپندار که اين نيز هليله ست و بليله ست
که اين شهره عقاقير ز فردوس کشيديم
حکيمان خبيريم که قاروره نگيريم
که ما در تن رنجور چو انديشه دويديم
دهان باز مکن هيچ که اغلب همه جغدند
دگر لاف مپران که ما باز پريديم

پ.ن۱: این وبلاگ به فروش می رسد

+ 87/09/14 لارسپیوا ******